در ماهی که گذشت اتفاقات مهمی در منطقه خاورمیانه رخ داده است که هر کدام به تنهایی محتاج به بررسی و تحلیل جداگانه است. در اینجا به برخی از آنها اشاره می شود:
1. احمدی نژاد که روزگاری به همه پیشنهاد می کرد تا تأثیر برنامه اقتصادی اش را از سبزی فروش محله اش بپرسند، پیش از سفرش به مکه « از مردم طلب حلاليت كرد» البته با هزار و یک اما و اگر و شرط و شروط « اگر احياناً اشتباه كوتاهي و سستي بوده و خداي نكرده نتوانستهايم از حقوق ملت، دفاع كنيم، ملت عزيز به بزرگي خود آن را بخشيده و ما را حلال كنند». اما از آنجایی که تنگدستی و تورم غوغا می کند و بخششی در کار نیست، وی در زیر فشار های همه جانبه از سوی مردم و دشمنان «خودی»، به ناچار از برنامه اقتصادی خود انتقاد کرد. جناب دکتر بدون آنکه خود را مستقیما مسوول گرانی و تورم روزافزون معرفی کند، دلایل متعددی از جمله سقوط ارزش دلار، بالا رفتن بهای نفت، بی ثباتی و هرج و مرج در چاپ پول چک، تأثیرات منفی برنامه اقتصادی دولت خاتمی، و البته بدون آنکه از رفسنجانی نام ببرد، فساد در رأس نظام جمهوری اسلامی را نام برد؛ و بدون ارائه برنامه ای مشخص، با دادن وعده و وعید نتیجه را به آینده محول کرد. از سوی دیگر رفسنجانی که بوی خون به مشامش رسیده بود گفت: « بحث تورم ميدان تفرقه، دعوا و نزاع نيست، اگر تورم مهار شود همه ما استفاده ميكنيم و اگر مهار نشود همه ما، انقلاب و نظام ضرر ميكند. با دعوا و مشاجره نميشود اين مسئله را حل كرد. بايد نظرهاي كارشناسي در اين خصوص را جمع و اين مسئله را ريشهيابي كرد. اين مسئله جاي سياستبازي نيست». جمعيت ايثارگران در بیانیه تحلیلی خود از جمله به « رنج مردم از گراني »، « مقابله با تورم از توصيه هاي جدي مقام معظم رهبري »، « بهتر بود رئيس جمهوري شخصا برخي اشكالات را هم مي پذيرفتند»، « جلوگيري از خلق پول »، و « بايد بررسي كرد كه رشد 39 درصدي و بالاي 40 درصدي در حجم نقدينگي به ترتيب در سال 85 و 5 ماهه اول سال 86 چگونه رخ داده است؟ » اشاره می کند. اما برای اینکه طرف مقابل نتواند از این جریان آتو تبلیغات انتخاباتی بگیرد بخشی از تقصیر را به گردن رقیب می اندازد « اگر بخواهيم كارنامه گراني ها را بررسي كنيم تورم هاي 2/35درصدي در سال 1373 و 4/49درصدي در سال 74 از اذهان قابل مرور خواهد بود »؛ و یا به زبانی ساده تر: گرانی و تورم و فساد هم در سالهای رفسنجانی و خاتمی بوده و هم در دوران احمدی نژاد. سيدكميل طيبي ركود تورمي را «شرايط بحراني» ارزیابی کرد و در آستانهء ارائه بودجه 87 و تشدید درگیری مجلس اسلامی با دولت اسلامی، به احمدی نژاد یادآوری می کند که «بودجه ريزي به عنوان يك ابزار مهم اقتصادي، از اهميت خاصي برخوردار» است. اما کو گوش شنوا. مركز پژوهشهاي مجلس در همین راستا خاطر نشان می کند که «در چارچوب پيشنهادي دولت هيچ گونه عنصري كه دولت را به لحاظ عملياتي در مقابل مجلس شوراي اسلامي متعهد كند، وجود ندارد.» خلاصه اینکه فشاد مالی تا بالاترین رده های دولت و نظام بیرون زده و بحران اقتصادی می رود تا رژیم را بیشتر به زیر ضرب ببرد.
با تمام این وجود، نکته قابل تأمل این است که احمدی نژاد یک مرتبه رام شده است - از خود انتقاد می کند، به گردهمایی سران عرب می رود، و در عربستان سعودی حاجی می شود. آیا اینها عقب نشینی های موقتی پیش از بودجه و انتخابات مجلس اسلامی است، و یا اینکه علائم چرخش رژیم به راست میانه پیش از مذاکرات آینده با آمریکا است، هر چه باشد تا چند ماه دیگر مشخص نخواهد شد. فقط به این نکته قناعت کنم که دیوید میلی بند، وزیر خارجه دولت فخیمه در مقاله ای که در دیلی استار لبنان به چاپ رسید نوشت « هدف غرب، تغییر سیاست ایران است نه تغییر رژیم». فکر نکنم احتیاج به تفسیر باشد. دولت وی در حالی که می داند در بصره و جنوب عراق چه می گذرد و ریشه از کجا آب می خورد، اما بنا به خطی که از زمان جک استراو تعیین شد، به دنبال تغییر رفتار رژیم است، و رژیم اسلامی هم ظاهرا (ظاهرا!) در حال تغییر رفتار است. این تغییر را بگونه ای دیگر در رفتار آمریکا هم می شود دید. برای اینکه «خدای نکرده» کسی مرا به افتادن در چالهء تئوری توطئه، و «کار کار انگلیسیاست» متهم نکند، به این جملات رییس جمهور آمریکا توجه کنید «به نظر من راه بهتری پیش روی ایرانیان است. در دوران پرزیدنتی من، روزگاری بود که دیپلماسی راهگشا بود. امید ما این است که بتوانیم به آن راه و رسم بازگردیم.... تا آمدن احمدی نژاد همه چیز خوب کار می کرد، و امیدواریم به آن روزها بازگردیم.» البته برای رسیدن به آن روزگار «بسته تشویقی» به شکل یک گزارش تقدیم شد.
2. دونالد کر از مقام های بلندپایه اطلاعاتی آمریکا در دفاع از گزارش 16 سازمان جاسوسی مبنی بر اینکه رژیم برنامه نظامی-اتمی خود را از 2003 کنار گذاشته است می گوید « ما نسبت به تحلیل های ارایه شده و نتایج مندرج در این برآورد احساس اطمینان می کنیم » بخاطر داشته باشیم که در متن همین گزارش مورد نظر آمده است «اين ارزيابيها و قضاوتها به طور كلي بر اساس اطلاعات جمعآوريشده هستند كه اغلب ناقصند. » و بازهم بخاطر داشته باشیم که همین ادارات پیش از حمله به عراق «احساس اطمینان» می کردند که صدام بخت برگشته سلاح های کشتار جمعی دارد. در همین حال، آسوشیتدپرس اطلاع می دهد که « مقام ارشد بريتانيايی که نخواست نامش فاش شود، در گفت و گويی با روزنامه ساندی تلگراف، چاپ لندن، اعلام کرد که ما در مورد صحت گزارش سازمان «برآورد اطلاعات ملی» ايالات متحده آمريکا، در مورد برنامه هسته ای ايران ترديد داريم. » گویی آمریکا سهم خود را گرفته و تردیدهایش برطرف شده، ولی دولت فخیمه سهم بیشتری از سفرهء منابع ملی خاورمیانه و ایران طلب می کند. کسی نمی پرسد چرا آمریکا با تمام توانمندیهای جاسوسی اش نتوانست برنامهء مخفی رژیم را کشف کند و آنقدر صبر کردند تا عاقبت بقول خودشان یک گروه اپوزیسیون آن را افشا کند؟ اینها که می توانستند از یک سوزن در عراق از کیلومترها بالاتر از سطح دریا عکس برداری کنند و با همین دستاویز و عکس ها جنگ عراق را شروع کردند، چرا نتوانستند پیش از 2003 تاکنون سایت های اتمی رژیم را علامت گذاری کنند؟ چه احتیاجی به گروه اپوزیسیون ایرانی داشتند؟ یعنی دستگاه های جاسوسی آمریکا اینقدر ناتوان هستند؟ از سوی دیگر اگر اینها و موساد اینقدر بی دست و پا هستند که نمی دانند محور شرارت در حال پختن چه آشی برای آنهاست، چرا امروز که همان گروه اپوزیسیون می گوید رژیم یک سایت را تعطیل می کند که بعدی را شروع کند، به حرفهایش گوش نمی دهند؟ به نظر من گزارش حاضر تنها یک هدف کوتاه مدت داشت – پایین کشیدن فتیله جنگ طلبی. همانطور که در نوشته پیشین خود در بحران 4 خاطر نشان کرده بودم، اینها سربزنگاه با هم مذاکره و مسامحه و مصالحه و ... خواهند کرد. این تازه شروع کار است. طولی نخواهد کشید که چرخش در روابط واضحتر مشاهده شود. تشنج نظامیگری در ایران شاید فروکش کرده باشد، اما در منطقه ادامه دارد.
3. پیشرفت طالبان و حامیانش در افغانستان، از طریق پاکستان، باعث نگرانی انگلستان و آمریکا شده است. اما مشرف چندی پیش اعلام کرد که از ورود سربازان آمریکایی به خاک کشورش برای سرکوب حامیان القاعده استقبال نمی کند. بینظیر بوتو، نخست وزیر پیشین پاکستان که از حمایت آمریکا برخوردار بود و می توانست راهگشای نفوذ بیشتر آمریکا در پاکستان بشود، و پس از سالها اقامت در خارج اخیرا به کشورش بازگشته بود در یک عملیات انتحاری به قتل رسید. قتل وی در کوتاه مدت پاکستان را دچار هرج و مرج کرده است. آیا قتل بوتو به گسترش فعالیت اسلامی ها در پاکستان کمک خواهد کرد یا نه تا چند هفته دیگر مشخص شد. نواز شریف، نخست وزیر پیشین پاکستان که تا امروز چندان امیدی به پبروزی در انتخابات عمومی 8 ژانویه ندارد، شرکت در انتخابات را تحریم و خواهان استعفای مشرف شده است. وی هواداران پرویز مشرف را مسوول قتل بینظیر بوتو می داند.
نکته مهم در این است که القاعده مسوولیت قتل را به عهده گرفته و کارشناسان مقیم انگلستان به این نتیجه رسیده اند که ریسک دستیابی القاعده و مسلمانان تندرو به بخشی از توانمندی هسته ای پاکستان افزایش یافته که متعاقبا عضویت پاکستان در کلوب اتمی را مورد سوال قرار می دهد. این واهمه می تواند حذف تدریجی توانمندی هسته ای پاکستان را در دستورکار قرار دهد. یادآور شوم که بخشی از توانمندی هسته ای رژیم اسلامی مرهون پاکستان است.
با توجه به گذشتهء پاکستان، اگر هرج و مرج ادامه یابد پاکستان با کودتا بجای انتخابات آزاد روبرو خواهد شد، و اگر مشرف با درگیری های خیابانی برخورد نکند کشور با آنارشیسم مواجه می شود. در هر صورت در شرایط حاضر انتخابات آزاد امکان پذیر نخواهد بود و پاکستان آینده ای بحرانی و ناآرام خواهد داشت، که بی شک در روند کنترل بحران در افغانستان تأثیر خواهد گذاشت.
4. در همین ماه، فریدون گیلانی که به نحوهء برخورد پلیس آلمان با شرکت کنندگان در تطاهرات اعتراض کرده بود، خود مورد ضرب و شتم پلیس قرار گرفت که از ناحیه دست و پا و گوش مجروح و هماکنون تحت درمان و معالجه است. واقعه فوق موجی از اعتراض در میان شخصتیها، نهادهای سیاسی، و رسانه های شنیداری و انترنتی بر انگیخت. در اینجا فقط برخی از موضعگیریها گزارش شده اند.
مینا اسدی در شروع نامه اش با عنوان ساکت نمانیم نوشت «درنگ نمی كنم كه بگويم : ضرب و شتم فريدون گيلانی شاعر و روزنامه نگار تبعيدی ، محكوم است . صد البته محكوم است .»
کانون نويسندگان ايران (در تبعيد) نوشت «روز شنبه پانزدهم دسامبر 2007 ، پليس ضدشورش آلمان فريدون گيلانى، نويسنده و شاعر مبارز وعضو کانون نويسندگان ايران (در تبعيد) را مورد ضرب و شتم قرار داد. وى پليس آلمان را در رابطه با ضرب و شتم جوانان معترض آلمانى و جلوگيرى از کار خبرنگار و عکاس رسمى آلمان در تظاهرات چندين هزار نفرى بر عليه سياست هاى دولت آلمان در شهر هامبورگ مورد سئوال قرار داد؛ اما با يورش بى رحمانه پليس مواجه شد که صحنه هاى مختلفى از ضرب و شتم تا دستگيرى او در سايت هاى اينترنتى منتشر شده است . گواهى پزشکى نشان مى دهد که فريدون گيلانى در اين هجوم غيرانسانى پليس، از ناحيه گوشراست، کتف راست و زانوى چپ آسيب ديده است .... ما اين اقدام پليس آلمان را شديدا محکوم مى کنيم و از شهود دعوت مى نماييم که در پيگيرى پرونده فريدون، فعالانه در دادگاه شرکت کنند و او را تنها نگذارند.»
در همین رابطه در بخشی از اطلاعیه حزب توفان آمد «حزب کار ایران(توفان) ضرب و شتم آقای فریدون گیلانی نویسنده، خبرنگار تبعیدی و یکی از فعالان مبارز علیه رژیم جمهوری اسلامی را محکوم کرده و به پلیس آلمان برای این رفتار غیر انسانی معترض است.»
5. سعيد جليلي در احكام جداگانهاي مديران حوزههاي سياست خارجي،اقتصادي و رسانهاي دبيرخانه شوراي عالي امنيت ملي را منصوب كرد. جلیلی ابراز امیدواری کرده است که « مديران جديد بتواند امنيتي پايدار را براي نظام جمهوري اسلامي ايران به ارمغان» آورند. بدین منظور سياست خارجي را به مهدی بخارايي زاده از «رزمندگان و جانبازان دوران دفاع مقدس»، و مدیریت رسانه ای را یه احمد خادم المله با پیشینهء «رئيس ستاد تبليغات جنگ درغرب كشور در دوران دفاع مقدس» سپرده است. یادآور شوم که محمدعلی جعفری در 8 مهر گفته بود « ماموریت سپاه حفظ دستاوردهاي انقلاب و مقابله با تهديدهاي داخلي است و هر تهديدي كه به دستاوردهاي نظام جمهوري اسلامي ايران خدشه وارد كند سپاه به مقابله با آن خواهد پرداخت.». بنا به ماهیت و پیشینهء منتصبین، و با توجه بحران اقتصادی که بی شک به شعله ور شدن آتش جنبش های مردمی خواهد انجامید، گویی رژیم خود را برای روزهای سخت تری آماده می کند.
6. و بالاخره 30 سال پیش در چنین روزی (شبی) جیمی کارتر در میهمانی پر شکوهی که شاه در تهران برایش مهیا کرده بود، ايران را «جزيره ثبات در يکی از آشوب زده ترين نقاط جهان» خواند (برخی منابع فارسی تاریخ نقل قول را 31 اکتبر بجای 31 دسامبر آورده اند). بنا به نوشتهء رابرت دریفوس دولت کارتر همزمان شروع کرد «به وارد آوردن فشار به شاه ایران برای انجام اصلاحات و مذاکرات محرمانه و فشرده با گروه های اپوزیسیون ، از جمله رهبران کلیدی مذهبی . این سیاست ، منجر به تضعیف ثبات شاه ، گیج شدن رژیم او ، و تحکیم طیف راست مذهبی شد». یک سال بعد سلسلهء پهلوی سرنگون شد.
علی ناظر – 31 دسامبر 2007
بحران
© مطالب مندرج در «بحران» ویژه بحران نوشته شده و اصول کپی رایت را در بر می گیرد.
به آزادی مطبوعات و کپی رایت احترام بگذاریم. در صورت بازتکثیر منبع را قید کنید