سایت بحران ........ IranCrises Farsi     
IranCrises

سه شنبه ۱۶ شهريور ۱۳۸۹ -  ۷ سپتامبر ۲۰۱۰



سايت ديدگاه


چه خبر... (ژانویه)

علی ناظر

خبر های رسانه ها پیرامون «ادامه تجمع اعتراضی دانشجویان در مقابل کوی دانشگاه تهران»، «کشف 'اسلحه ایرانی 'در فراه - افغانستان»، «پیگرد قضائی فعالان اجتماعی بهائی در شیراز »، «درخواست تحقیق دیده بان حقوق بشر درباره مرگ دانشجوی سنندجی – ابراهیم لطف الهی»، نمایش انتخابات مجلس اسلامی ، مواضع متناقض سران رژیم پیرامون حل و فصل موضوعات باقیمانده مربوط به پرونده هسته ای (علی باقری مدت را « چهل روز»، و وعیدی آن را «ماه‌ها» تخمین می زند)، تهديد قابل ملاحظهء کشورهای عرب همسایه، آمریکا و اسرائیل توسط محمد علی جعفری، و البته تصویب قطعنامه سوم جهت تحریمی که هیچموقع تحریم نبود، دور می زند.

در اینجا به خبر حملهء احتمالی اسرائیل به ایران می پردازیم.

1- موفاز وزیر ترابری هشدار داده که اگر رژیم اسلامی مسلح به سلاح اتمی شود، اسرائیل آن را تحمل نخواهد کرد. شیمون پرز، رییس جمهور اسرائیل در 9 ژانویه به هنگام خوش آمد جرج بوش گفت «برای جنگ هیچ موقع دیر نیست». اگر سری به سایت دولت اسرائیل زده و به موضعگیری های سران سیاسی و نظامی اسرائیل دقت کنیم، اکثرا بر روی راهکار نظامی در صورت اتمی شدن رژیم تأکید داشته اند.

2- جان بولتون معتقد است که زمان برخورد نظامی با رژیم به سر آمده است و بوش از چنین طرحی حمایت نخواهد کرد. کاندلیزا رایس، وزیر خارجه آمریکا بر این نکته تأکید کرده و می گوید که مسالهء اتمی شدن رژیم نهایتا به آرامی حل خواهد شد.

3- احمدی نژاد در عکس العمل به تشدید تحریم اقتصادی می گوید که رژیم دست از اتمی شدن برنخواهد داشت، و در مقابل تهدید نظامی اسرائیل گفته است که اسرائیل جرأت نخواهد کرد.

4- پشت پرده چه می گذرد خدا داند. دنیس راس، از مشاوران کلینتون و بوش معتقد است که سفر بوش به خاورمیانه تا حدودی در راستای متقاعد کردن دوستانش بوده که بین رژیم و بوش «گاوبندی» نشده است، هرچند دوستان بوش در منطقه چندان حرفش را باور نکرده، و معتقدند که عبای جدیدی برای تن ملا بریده و دوخته شده است. پادهرتس با دنیس راس موافق نیست، بلکه معتقد است که آمریکا می خواهد خود را کنار کشیده و ریش و قیچی حمله را به اسرائیل بسپارد.
5- از سوی دیگر چندی پیش شرق الاوسط گزارش داد که لاریجانی با خانواده اش در یک سفر «غیر رسمی» وارد مصر شد (25 دسامبر 2007)، صدای آمریکا فردای آنروز (26 دسامبر) گزارش کرد که اهود براک وارد مصر شد. بوش دو هفته بعد در سفرش به خاورمیانه، با اطمینان، و در برابر دهانهای باز خبرنگاران، از «صلح در 2008» صحبت می کند. آیا اصرار رژیم بر «غیر رسمی» بودن سفر لاریجانی به این خاطر بوده که با براک ملاقات داشته یا نه را بگذاریم به عهدهء تاریخ، فقط یادآوری کنم که حدود یکسال پیش سایت آفتاب نوشت «
مذاکره لاریجانی و گیتس شایعه است»، اما طولی نکشید که باب مذاکره با آمریکا باز شد. آیا امروز باب مذاکره بین اسرائیل و رژیم اسلامی در حال باز شدن است؟ آیا ملاقاتی در مصر صورت گرفته ولی  اسرائیل و رژیم (در فاز نخست) به نتیجه ای نرسیده اند و گرد و خاک کنونی در  نوار غزه جهت گرفتن امتیاز بیشتر پیش از بازشدن باب مذاکره است؟ موضعگیری وزیر خارجهء اسرائیل در داووس بوی جنگ نمی دهد.  تسیپی لیونی  می گوید «من هر بار که به همایش داووس می آیم، بحثهای آکادمیک درباره یک واقعیت مجازی می  شنوم. اگر شما بزرگان دنیا می خواهید اثر گذار باشید و خطر اتمی شدن حکومت ایران را  برطرف کنید، باید سرمایه گذاریهای اقتصادی خود در آن کشور را متوقف سازید و آنگاه  ببینید که مشکل اتمی شدن ایران در ظرف مدت کوتاهی حل خواهد شد». نتیجه تا پایان 2008 معلوم خواهد شد.
6- از سوی دیگر، افرایم اینبار، کارشناس اسرائیلی، بنا به گزارش مجلهء تایمز، معتقد است که «
اگر جامعه جهانی اسرائیل را به حال خود رها کند» همانطور که در سال 1981 رآکتور اتمی عراق، و در 6 سپتامبر 2007 سایت اتمی سوریه را بمباران کرد «بعید نیست که این کشور خود دست به کار شود». ظاهرا طرفهای اروپایی و آمریکایی، پیش از سفر لاریجانی به مصر، به رژیم پیام داده اند که تعداد سانترفیوژ را از 3000 («خط قرمز») افزایش ندهد، ولی احمدی نژاد در سخنرانی بیرجند (آبان 86) گفته « [دوسال قبل] در جلسه‌ ای با حضور مقام معظم رهبری تصمیم گرفته شد که فعالیتهای صلح ‌آمیز هسته‌ ای آغاز شود و از آن روز تهدیدها آغاز شد و شروع به حنجره درانی ‌کردند و ما را تهدید به حمله نظامی کردند.»
7- حمله به ایران از طریق مرزهای (هوایی) عراق و بدون دخالت مستقیم آمریکا به لحاظ عملی، و هم به لحاظ حقوق بین المللی امری غیر ممکن است. اگر اسرائیل به عراق و سوریه حمله کرد، اول با صلاحدید آمریکا بود، و دوم اینکه یک حمله بیشتر نکرد. در مورد اول عراق در موقعیت تلافی جویی نبود، و در مورد دوم، حتی خود اسرائیل هم اعتراف نمی کند که دست به چنین عملی زده است. قاعدتا و منطقا، اسرائیل نمی تواند با یک یا حتی چند بمب باران هوایی رژیم را به سکوت بکشاند، و نتیجتا مجبور است وارد یک جنگ فرسایشی شده که به لحاظ بین المللی (استفاده از مرزهای هوایی اردن و عراق) برای پرواز و یا حملهء موشکی، انجام پذیر نخواهد بود. این در زمانی است که آرون آبراومیچ رییس بخش امور خارجه اسرائیل هرچند رژیم را از اتمی شدن برحذر می دارد، معتقد است که «ظاهرا تحریم اقتصادی موفق» بوده است. فراموش نشود که در جنگ کوتاه مدت با حزب الله لبنان، و یا درگیری کنونی با حماس، اسرائیل نتوانسته به اهداف نظامی چشمگیری دست یابد. از سوی دیگر، استفاده از فضای عراق برای پرواز در صورتی امکان پذیر می شود که دولت حاکم بر عراق گرایش به رژیم نداشته باشد، و آمریکا هم اذن دخول بدهد که نخواهد داد. کاندلیزا رایس سعی بر عادی شدن روابط دارد،  منوچهر متکی، کاندی رایس وزیر خارجه آمریکا را «شجاع» می خواند، و حسن كاظمي قمي از سفر احمدی نژاد به بغداد  خبر می دهد (اول حاجی شد و حالا کربلایی). البته، رایان کراکر، سفیر واشینگتن در بغداد، برای اینکه موضوع بیخ پیدا نکند گفته که سفر احتمالی محمود احمدی نژاد«دارای اهمیت چندانی» نیست و «صِرف انجام گرفتن ِ چنین دیداری هایی، و حرفهایی که در ضمن ِ آن زده می شود مهم نیست؛ آن چه مهم است عمل کردن به آن حرف هاست.» به نظر من، پی آمد این سفر، برخلاف آنچه ایشان می فرمایند، به لحاظ امنیتی و دیپلماتیک بسیار مهم تر از سفر احمدی نژاد به نیویورک است، و بیانگر دو نکته است. اول اینکه اسرائیل نمی تواند حمله کند، و دوم اینکه برای سفر به عراق، آمریکا امنیت دیپلماتیک احمدی نژاد را تضمین کرده است، و این در زمانی است که سوابق احمدی نژاد در حمایت از تروریسم بین الملل و دست داشتن سپاه قدس در ایجاد تشنج و کشتار سربازان آمریکایی و مردم عراقی بر کسی پوشیده نیست.

سوال این است که اگر این نکته ها (و برداشت های من تاحدودی) درست هستند، و اسرائیل هم بخوبی از آن آگاه است، چرا چنین شتابان بر طبل جنگ می کوبد؟ به نظر من به سه علت. برای امضای معاملات پر منفعتی که رؤسای جمهوری آمریکا و فرانسه در سفر خود به خاورمیانه داشته اند و کشورهای عربستان و امارات و حتی ترکیه را ترغیب به «هسته ای» شدن کرده اند، منطقه احتیاج به «لولو» دارد. پیش از 1357 «لولو» تاج داشت، امروز عمامه. دلیل دوم مذاکراتی است که اسرائیل و مقامات فلسطینی جهت صلحی پایدار به آن مشغول بوده و حماس (بخوانید رژیم ایران) سد پیشرفت آن است. دلیل سوم در راستای تغییر رفتار رژیم و چرخش آن به راست میانه است. آثار این چرخش را می توان در نطق احمدی نژاد و بعد از آن سعید جلیلی که خلیج فارس را «خلیج دوستی» خواندند، و یا
«احياي گفتگو‌هاي سه جانبه ايران، انگليس و افغانستان» که دیوید میلی بند و متکی دربارهء آن در کنفرانس داووس همفکری کرده اند، و یا موضعگیری خامنه ای علیه احمدی نژاد، و یا در گفتگوی متکی با شرق الاوسط که من غیر مستقیم برقراری روابط عادی با آمریکا را مشروط به تأکید بر «طرح پيشنهادي ايران [استانبول که در آنزمان به رأی گذاشته نشد]» دانست، و اینکه «به موضوع مشكلات گروه هاي تروريستي و همچنين خروج نيروهاي بيگانه از عراق و نيز مسئله كركوك» پرداخته شود، مشاهده کرد. آیا رژیم اسلامی و آمریکا به شرایط یکدیگر تن خواهند داد یا نه مهم نیست، نکته در این است که هر دو طرف از عادی شدن روابط صحبت می کنند، تا به آنجا که خود خامنه ای در یزد می گوید «نه آقا! نبود رابطه‏ى با آمريكا براى ما مفيد است. آن روزى كه رابطه‏ى با آمريكا مفيد باشد، اول كسى كه بگويد رابطه را ايجاد بكنند، خود بنده هستم». قربانی اینهمه هوچیگری، خاک پاشیدن، و خلاصه رابطهء «محور شرارت» و «شیطان بزرگ» کسی نخواهد بود به جز مردم ایران و منطقه.

علی ناظر – 27 ژانویه 2008
بحران

منبع: سایت بحران





در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[http://farsi.irancrises.com] [email: editor@irancrises.com] [Iran's Crises 2007  ©]
بازچاپ مطالب سایت بحران فارسی با ذکر منبع آزاد است.