ممنون مي شوم اگر دريافت را به آدرس زير اطلاع دهيد
وبلاگ "چپ و راست" به زودي فعال مي شود
همانطور که رسانه ها گزارش می کنند، باراک اوباما در نظرسنجی ها پیشی گرفته است، و امکان پیروزی وی افزایش یافته است. شاید بد نباشد که به دلیل پیشی گرفتن اوباما توجه کنیم.
- پیش از این (فوریه 2008) در یادداشت "تدارکچی"نوشته بودم "اوباما همچون خاتمی، تنها به وعده و وعیدهای تو خالی اصلاح طلبانانه بسنده می کند، که بی شک پروسهء اعتراضات مردمی را چندین پله به عقب هُل داده اند. اوباما، درست در زمانی که مردم جهان از یک سو، و مردم آمریکا از سوی دیگر به صدا درآمده، و سیاستهای توسعه طلبانهء بوش را به نقد کشانده اند، با بیان شعارهای کم عمق اما مردم پسندانه مسیر اعتراضات را منحرف کرده و اذهان عمومی جهان، و مردم آمریکارا به حداقل (شعار دادن) مشغول داشته است. در این مسیر رسانه های قدر قدرت همچون سی ان ان ، در یک استراتژی کلان، هر چه پرتوان تر به یاری اوباما آمده اند."
- یکپارچه تر شدن روند گلوبلازیسیون و مونوپولی سرمایه، که به سرخوردگی طبقات زحمتکش و یا با درآمدی معتدل انجامیده است، باعث شده که طبقه متوسط به بازنگری تأثیرسرمایه گزاران بر زندگی روزمره پرداخته، و انتخابات را از دریچه منافع شخصی، و نه ملی و امنیتی بررسی کنند. گرایش سفیدپوستان با درامد متوسط به سوی پیام های پوپولیستی اوباما را می توان دلیلی دیگر برای پیشی گرفتن اوباما دانست.
- از سوی دیگر، مک کین با انتخاب پی لین به عنوان همردیف خود (معاون ریاست جمهوری)، توانست رأی دهندگان راست افراطی و مذهبی را به کمپ خود جذب کند، اما در همان حال، بسیاری ازرأی دهندگان دو دل و مستقل، به سوی کمپ اوباما هُل داده شدند.
- اما مهمترین دلیل را باید در "فرهنگ" سیاستمداران آمریکایی جست. بخاطر بیاوریم که چند هفته پیش هلیری کلینتون که می خواست رییس جمهور شود، در باره اوباما چه می گفت. به نظر وی، اوباما تجربه کافی نداشت، برنامه های اقتصادی وی موفق نخواهد بود، برنامه بهداشت برای عموم پیشرفته نبود، و... اگر ساعت 3 نیمه شب امنیت ملی به خطر بیفتد، اوباما توان تصمیم گیری نخواهد داشت. اما پس از شکست، و در عرض 8 هفته اخیر، هیلری کلینتون در بیش از 17 گردهمایی انتخاباتی به نفع اوباما شرکت کرده است. شاهد بودیم که در کنوانسیون ماه اوت حزب دموکراتها، با تمام توان از انتخاب اوباما دفاع کرد. این تمام داستان نیست. بیل کلینتون که تا چند هفته پیش می گفت اوباما در دنیایی مجازی و رؤیایی زندگی می کند، جهان را پس از شکست هیلری کلینتون شگفت زده کرد و اوباما را بهترین انتخاب برای پست ریاست جمهوری معرفی کرد.
- می دانیم که فرقی بین دموکرات و جمهوری خواه نیست. هردو اندیشه جهانخواری را نمایندگی می کنند. یکی در لباس میش و دیگری با هیبت گرگ. تفاوت اوباما، بیل و هیلری کلینتون با مک کین و پی لین در روش انجام وظیفه است، و طبیعتادفاع از منافع حزب خود. و این "همسویی حزبی" دموکراتها است که آمریکایی ها را "ناخواسته" به سوی کمپ اوباما متمایل کرده است. حال آنکه، اخیرا در کمپ مک کین، بین هواداران پی لین و مک کین اختلاف پیش آمده است و پی لین متهم به خودپسندی شده است.
- با این وجود نبایستی یک نکته مهم در باره آمریکا را فراموش کرد. مردم آمریکا در کل، مردمی مذهبی، راست میانه، و محافظه کار هستند. نیروهایی که اوباما توانسته به میدان بکشد اکثرا جوان، فعال، و متمایل به چپ هستند. روز رأی گیری، اگر این جوانان چپ و فعال وارد صحنه نشوند، مک کین با اختلاف کمی پیروز خواهد شد. این پیروزی برای "آمریکا" بهترین پیروزی خواهد بود. از یک سو، توجه مردم آمریکا و جهان برای مدت کوتاهی (یکسال) به مسائل جانبی معطوف داده شده بود. از سوی دیگر، و در این فضای هیجان زده مجازی، سیاستگزاران آمریکا توانسته اند مسائل پایه ای مانند قرارداد امنیتی با عراق، حملات مکرر به داخل پاکستان، مذاکرات آشکار و پنهان با جمهوری اسلامی و نقش جمهوری اسلامی در خاورمیانه، را طراحی کنند. با کمی دقت به طرحهای پیاده شده – مذاکره با جمهوری اسلامی، و حملات مرزی در پاکستان، متوجه می شویم که اینها بخشی از خواستهای اوباما (دموکراتها) بوده است. سوالی که این طراحان استراتژی باید پاسخ بدهند این است که آیا مک کین می تواند هم خواست های راست و هم برنامه های چپ را به پیش ببرد؟ و یا اینکه بالاجبار، اوباما تنها آلترناتیو است. ظاهرا انتخاب طراحان مک کین است، هرچند نظرسنجی ها از انتخاب اوباما خبر می دهند.
- حال نگاهی کوتاه به برخی رویدادها در خاورمیانه که رژیم در مرکز آن قرار گرفته است، بیندازیم:
- . (قوانين اقتصادي ما فاقد سواد است - 11 آبان 1387)صادق خرازي گفت: به دليل اينکه اقتصاد ايران پويا و فعال نيست در مواجهه با بحران مالي جهان ناچاريم امتياز بدهيم.سفير سابق ايران در فرانسه [...] درباره تاثير بحران مالي دنيا بر اقتصاد ايران اظهار داشت: اقتصادايران پويا و فعال نيست. شايد اگر قطعنامههايي که عليه ايران صادر شد را نداشتيم، معلوم نبود در اثر بحرانهاي مالي و اقتصادي دنيا چه ضربههايي از اين شرايط ميخورديم و چه تاثيري بر اقتصاد ما ميگذاشت.
- . (تصويب توافقنامه امنيتي - 11 آبان 1387)مسعود بارزاني: معتقديم كه توافقنامه امنيتي جدول زماني را براي عقبنشيني نيروهاي آمريكايي تضمين ميكند و اين امر تاكيدي بر عقبنشيني اين نيروها وتحت كنترل قرار گرفتن اوضاع امنيتي در كشور است و عراق را به پناهگاه براي تروريستها تبديل نميكند.· (تلاش براي برقراري تدوين پيمان امنيتي منطقه - 10 ابان 1387)عبدالرحمن العطيه [دبيركل شوراي همكاري خليج فارس]: معتقديم برقراري ثبات و امنيت منطقه برعهده فرزندان منطقه از جمله كشورهاي حاشيه خليج فارس است. هم اكنون همكاريهاي امنيتي دوجانبه ميان ايران و كشورهاي شوراي همكاري به صورت جداگانه وجود دارد ولي ميشود اين همكاري ها را به صورت مشترك در منطقه توسعه داد. پيشنهادي را نيز رئيس جمهور ايران در اين خصوص دادهاند كه اميدواريم با بررسي و مشخص شدن راهكارهاي اجرايي آن، همكاري مشترك امنيتي در منطقه ايجاد شود.
- · (عراق نمی خواهد پایگاه حمله آمریکا به همسایگانش باشد - 9 آبان 1387)سخنگوی دولت عراق: منع استفاده از خاک عراق برای حمله به کشورهای همسايه آن، يکی از چهار متمم پيشنهادی است که به تصويب دولت عراق رسيده و برای واشينگتن نيز ارسال شده است.
- · (اقتدار روابط ايران و سوريه - 09 آبان 1387)گاردين: حمله آمريكا به خاك سوريه كه به روش بزن و فرار كن انجام شد، بيانگر ورشكستگي راهبرد جنگ با تروريسم دولت بوش است و از سوئي نيز مويد اين حقيقت است كه تخصص جرج بوش در مقتدر ساختن ايران است. تعامل آمريكا با عراق تائيدي بر اين مدعاست.گاردين افزود: رويكرد سياسي مبتني بر مطرود ساختن، از يك سو موجب ضايع شدن تلاشها براي دست يابي به صلح در منطقه است و از سوئي ديگر سبب تحكيم اقتدار روابط ايران و سوريه شده است.
- · (اورانيوم غنی شده با غنای بالا - 09 آبان 1387)دیوید آلبرایت [مدير موسسه علوم و امنيت بين المللی، ]: «ایران در صدد است تا به آهستگی توانایی خود در زمینه تولید سلاح هسته ای را توسعه دهد. به این شکل همه آن را خواهند پذیرفت.» به گفته وی، مسئله ایران این است که «سر خود را پایین بیندازد و آهسته به جلو برود و در هرگام موفق شود.»
- · (ايجاد يک کنسرسيوم توليد سوخت هسته ای در خاک ايران - 09 آبان 1387)می توانيم در کنار هم بازار مشترک سوخت هسته ای ايجاد کنيم و ملت های منطقه از منافع آن استفاده کنند.
- · (سفر وزير امور خارجه امارات به تهران - 08 آبان 1387)سند تشكيل كميسيون مشترك عالي سياسي ايران و امارات امروز چهارشنبه به امضاي وزراي خارجه دو كشور رسيد.
- · (هشدار لاريجاني درباره تجاوز به سوريه - 08 آبان 1387)علاج اين حملات تروريستي در تذكرات سياسي و شكايات ديپلماتيك نيست و سبك و سياق رفتاري آمريكا در چنين تجاوزاتي صرفا با پاسخ محكم و غيرقابل تصور به آنان قابل جلوگيري است.
- · (به ارتش های آزادی بخش منطقه اسلحه می دهیم - 6 آبان 1387)امروز، نه تنها نيروهای مسلح ما خودکفا شده اند، بلکه ارتش های آزادی بخش منطقه نيز بخشی از تسليحات خود را به وسيله ما تأمين مي کنند.
- · (معاهدات منطقه ای - 03 ابان 1387)آمريكاييها ميخواهند اختلافات را بزرگ جلوه دهند اما در اين كار ناتوان هستند و ما هيچ طرح دشمني با هيچ كشوري نداريم و هرگز به هيچ كشور همسايهاي تجاوز نخواهيم كرد. وي اظهار داشت: همين كافي است كه ما آماده امضاي توافقنامههاي امنيتي و اقتصادي براي مطمئن ساختن كشورهاي حوزه خليج فارس درباره نقش ايران در منطقه هستيم و ترس خيالي كه نيروهاي خارجي ايجاد كردهاند كنار ميگذاريم چون اين نيروها ميخواهند اموال منطقه را به تاراج برند يا بر آن سيطره يابند.
با کنار هم گذاشتن گزارش های چند هفته اخیر در رسانه های داخلی و خارجی نتیجه می گیریم که ابر و باد و مه و خورشید، و بخصوص طراحان آمریکایی در کارند تا بتوانند جمهوری اسلامی را پیش از ژانویه 2009، وارد مراودات روزمره دیپلماتیک کرده و فضا را برای مذاکره اوباما، و یا مک کین، آماده سازند. مذاکره برای سازش با لولوی منطقه که دارد (بنا به گفته صادق خرازی) به این نتیجه می رسد که "ناچاريم امتياز بدهيم".
در این میان برخی از فعالین سیاسی (و نهادهای سیاسی) ایرانی دل خود را به لبخندی خوش کرده اند که اگر او_با_ما باشد براندازی سهل تر می شود؛ یکی دیگر دل به کمک نظامی آمریکا می بندد؛ و اگر بپرسی که چرا از خود و توان خود مأیوس شده ای، می گوید که مأیوس نشده بلکه پراگماتیست است؛ که دنیا را واقعی می بیند، و بین بد و بدتر – بناچار – بد را انتخاب می کند. دیگری شاخه زیتون اوباما و تاریخچه دفاع دموکراتها از حقوق بشر را به تو یادآوری می کند، سومی ناخواسته فراموش می کند که کارتر دموکرات بود که در ضیافتی با شاه، ایران را "جزیره ثبات" نامید، و باز فراموش می شود که بمب باران عراق جزو اولین فرامین ریاست جمهوری بود که بیل کلینتون (رییس جمهور) صادر کرد. فراموش می کند که همین دموکراتها بودند که برای خرسندی جمهوری اسلامی راه را برای ورود مجاهدین به لیست تروریستی باز کردند، و زمینه را برای جرج بوش جمهوریخواه آماده کردند تا بر سر آنها بمب بریزد و خلع سلاحشان کند. فراموش می شود که دموکراتها همیشه زمینه ساز برنامه هایی هستند که جمهوریخواهان پیاده خواهند کرد. مدافعین حقوق بشر، پراگماتیستها و تئوریسین های رادیکال نمی خواهند بپذیرند که دل به شاخه زیتون خوش کردن، وقتی که اوباما گردن را با پنبه می برد، بمثابه دفاع از خاتمی تدارکچی است، وقتی که او برای جمهوری اسلامی زمان می خرید تا اهداف "هسته ای" خود را به پیش ببرد. نمی خواهند بپذیرند که اوباما، همچون خاتمی، آمده که "نظام" را نجات دهد، و نه مردم ستمدیده ایران و جهان را. بسیاری فریب ظاهر را می خورند. اوباما همچون خاتمی با لبخند وعده می دهد و دیری نخواهد پایید که با پنبه سر ببُرد. برخی از روشنفکران فراموش می کنند که اوباما یا مک کین بعنوان رییس قوه مجریه انتخاب خواهد شد، و کاری نخواهد کرد به جز اجرای خط و مشی طراحان و سیاستگزاران. سیاست آمریکا در قبال جمهوری اسلامی همزیستی و همکاری در خاورمیانه است.
استقرار آمریکا در عراق و افغانستان نه برای نجات ما بلکه در راستای حفظ جمهوری اسلامی و یا تغییر آن به رژیمی هم پیمان است. چه او_با_ما باشد، و چه او_با_ما نباشد.
علی ناظر – 2 نوامبر 2008
برگرفته از وبلاگ چپ و راست (http://chaporast.blogspot.com/ - در حال تنظیم)ایمیل وبلاگ : chaporast@ymail.com
-----تدارکچی: http://farsi.irancrises.com/maghalehMatnKamel.php?id=55